موفقیت راز ندارد راه دارد
Success is a way or a secret 
قالب وبلاگ
نويسندگان

حسادت چیست و بر اثر چه چیزی ایجاد می شود. بهتر است که بدانیم در بحث حسادت، همه چیز از خواستن شروع می‌شود. خواستن، غریزی‌ترین واکنش بشر نسبت به نداشته‌هایش است. شما همین که به چیزی خیره می‌شوید دل‌تان می‌خواهد آن چیز را داشته باشید و اینجاست که خواستن، قدرتش را به رخ می‌کشد …

مشکل اصلی انسان‌ها در خواستن نداشته‌های شان نیست بلکه مشکل‌شان در کنار آمدن با این نداشته‌هاست و بدین صورت است که احساس خوشبختی مقطعی می‌شود. به محض این که شما چیزی را دیدید که داشتنش را می‌خواهید، خوشبختی تبدیل به احساسی می‌شود که تا آن چیز را به دست نیاورید از آن محرومید و حسادت خودش را نشان می‌دهد.

حسادت مفهومی لحظه‌ایست که در یک لحظه در ناخودآگاه شما جوشش می‌کند و شما را ملزم به تصاحب می‌کند. حسادت یعنی تشخیص چیزی که دیگران دارند و شما ندارید اما می‌خواهید داشته باشید. در حسادت، مشکل شما نداشته‌های دیگران نیست، بلکه داشته‌هایی است که آنها دارند و شما ندارید. به عنوان مثال شما هیچ وقت برای داشتن یک سیاره حسادت نمی‌کنید، زیرا دیگران هم آن را ندارند. خیلی مهم است که بدانید میزان حسادت به میزان ارزشی است که شما برای دیگران قائلید بستگی دارد. در اصل وقتی که شما در درون خود به همان اندازه که حواس‌تان به دیگران هست و به خودتان نیست، حسادت رخ می‌دهد. زیرا حواس چندگانۀ بشر ذاتاً عاشق جستجو است و نسل ما را از کودکی طوری بار آورده‌اند که بیشتر در دیگران جستجو کنیم تا در خودمان به خاطر همین است که به چشم خود، با بهترین‌های‌مان نمی‌آییم اما دیگران با چیزهایی که دارند به چشم‌مان می‌آیند. تا زمانی که دنیای ما درگیر بدست آوردن داشته‌های دیگران است، هیچ‌گاه احساس خوشبختی در ما متولد نخواهد شد زیرا همیشه در هر سطحی که باشیم یا هر چقدر از دیگران به دست آورده باشیم باز هم چیزی هست که نداشته باشیم و دوباره دوست داریم آن چیزی که دیگران دارند را داشته باشیم و تا بدست نیاوریمش آرام نمی‌گیریم و این چرخۀ باطل ادامه دارد....

باور این موضوع که یک انسان می‌تواند خودش را با نداشته‌هایش بپذیرد بسیار سخت است. انسان تا وقتی خود را کشف نکرده، از خود لذت نمی‌برد و تا زمانی که از خود لذت نبرد نمی‌تواند به خودش قناعت کند و تا وقتی هم که نتواند به خودش قناعت کند، جواب سؤال‌هایش را در دیگران می‌جوید. آن هم چه دیگرانی؟ دیگرانی که همه شبیه خودش گم کرده‌ای دارند که هیچ گاه هم پیدا نمی‌شود....

برای احساس رضایت، مهم‌ترین عامل نیت‌ها هستند. شما درس نمی‌خوانید که به دانشگاه بروید تا از دانشگاه رفتن خودتان لذت ببرید بلکه شما درس می‌خوانید که دانشگاه بروید تا از دیگران عقب نمانید. شما زیباترین لباس‌تان را در مهمانی به این خاطر که از خودتان لذت ببرید تن نمی‌کنید بلکه شما زیباترین لباس‌تان را می‌پوشید که دیگران از آن لذت ببرند و این لذت را با تعریف‌های‌شان به شما انتقال دهند. شما ۳ سال سخت کار نمی‌کنید تا ماشینی را بخرید که در رویای‌تان همیشه پشتش نشسته‌اید، شما کار می‌کنید تا ماشینی را بگیرید که دیگران به شما القا کرده‌اند فوق‌العاده است. شما آن‌قدر در دیگران حل شده‌اید که تمام نیت‌های‌تان وابسته به تفکر، نگرش، زندگی و ارزش‌های آن‌هاست. ارزش‌هایی که چون همیشه به واسطۀ حضور دیگری ارزش پیدا می‌کند. پس رقابت بین تمام افرادی که "خود" را جا گذاشته‌اند به وجود می‌آید و با هم بر سر اول بودن رقابت می‌کنند.

طبیعی است که شما حتی اگر اول هم باشید خیلی احساس خوشبختی‌تان دوام نمی‌آورد، زیرا همیشه در هر چیزی، بالای داشته‌های شما وجود دارد.

باید باور کرد احساس زیبایی در زندگی به درون شما بستگی دارد. زمانی که وارد دنیای بیرون‌تان می‌شوید، اگر "خود" را همراه نداشته باشید به "جلب توجه" پناه می‌برید و هر چقدر هنرمندانه توجه‌ها را جلب کنید، در لحظات تنهایی چیزی برای لذت بردن ندارید. زیرا توجه نیز مفهومی است که با حضور دیگران تعریف می‌شود و دیگران هم برای مدت زیادی شما را اول نگه نمی‌دارند زیرا طاقت دوم بودن را ندارند و آن وقت است که دیگران می‌توانند برای احساس خوشبختی شما تصمیم بگیرند زیرا این احساس را روی اطرافیان‌تان سرمایه‌گذاری کرده‌اید. یاد بگیرید که شما در یک چیز اول هستید که دیگران نیستند. حتی اگر هم نخواهید در آن چیز اول باشید، هیچ کسی نمی‌تواند جز شما در آن اول باشد. آن هم خود بودن است. شما اگر خودتان باشید جذابید، زیرا جذابیت مختص هر چیز کمیاب است و از هر انسان، تنها یکی به وجود آمده و مشکل از جایی شروع می‌شود که شما آن‌قدر خود را فراموش کرده‌اید که دیگر نمی‌توانید با خصوصیات واقعی خودتان زندگی کنید. برای همین است که به همین شیوه ادامه می‌دهید.

هیچ کسی نمی‌تواند شما را به خود بیاورد. چون خیلی‌ها شبیه شما خودشان را گم کرده‌اند و طبق هنجارهای اجتماع بار آمده‌اند. باور کنید همین الان این نوشته را با لذت می‌خوانید اما بعد از ظهر وقتی می‌خواهید به خیابان بروید طوری لباس می‌پوشید، طوری حرف می‌زنید، طوری رفتار می‌کنید که دیگران بپسندند. آن‌قدر خودتان نبوده‌اید که به طور ناخودآگاه از پس خود نبودن برمی‌آیید. بیایید باور کنید کافی است یک بار باب میل دل‌تان بچرخید تا شب وقت خوابیدن پر از احساس خوب باشید. مهم نیست که دیگران می‌گویند "این جوگیر رو نگاه کن".

وقتی دل‌تان می‌خواهد زیر باران برقصید خوب برقصید ... ، وقتی دل‌تان می‌خواهد بخندید خوب بخندید ...

وقتی دل‌تان می‌خواهد رانندگی پشت یک فولکس واگن را تجربه کنید، این کار را انجام دهید. وقتی دوست دارید دستمال گردن بگذارید خوب بگذارید مهم احساس شماست. اگر دیگران هم عکس‌العملی نشان دادند به پای این  بگذارید که شهامت انجام خواسته‌های درونی خود را ندارند و می‌خواهند از کسی که این کار را می‌کند ایراد بگیرند. امتحان کنید و با خودتان صادق باشید.

این را بدانید که :

خوشبختی احساسی درونی است که با بدست آوردن نداشته‌ها حاصل نمی‌شود. خوشبختی مستقل‌تر از این حرف‌ها است که وابسته به بود و نبود چیزی شود و هنگامی حاصل می‌شود که شما از خویش احساس رضایت داشته باشید. اگر روزی توانستید از خودتان با تمام خراب‌کاری‌هایی که می‌کنید راضی باشید، خوشبختی در شما استمرار پیدا می‌کند و هر لحظه برای شما زیباست و حتی دردهای‌تان را دوست دارید. زیرا دردهای‌تان بیشتر از هر چیزی به درون‌تان تعلق دارند و دردهای‌تان را به آغوش می‌کشید که بوی اصالت می‌دهند و زیباتر از این نخواهد بود که خوشبختی را با واقعیت‌ها تجربه کنید نه با رویاهای نافرجام.

[ شنبه ۱٠ اسفند ۱۳٩٢ ] [ ۳:٢٥ ‎ب.ظ ] [ الهام کیانی ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

تحصیلات من: کارشناسی ارشد MBA کارشناسی ادبیات زبان انگلیسی کارشناسی مدیریت بازرگانی کاردانی گرافیک رایانه سوابق کاری: مدیر اجرایی مدیر بازرگانی حسابدار دبیر تحریریه و عضو شورای سردبیری مجله
صفحات دیگر
امکانات وب

فال روزانه